تبلیغات
حضرت علی اکبر(علیه السلام) - شبهه پذیرش ولایتعهدی امام رضا
*** اللهم عجل لولیک الفرج***
درباره ما
به وبلاگ نعیم دانشمند خوش امدید
نویسندگان
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
شبكه اجتماعی باهم
سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی Aviny.com

روزشمار محرم عاشورا 

1.چرا امام رضا ـ علیه السّلام ـ ولایتعهدی را پذیرفت؟

پاسخ:

در پاسخ باید بگوییم كه امام رضا ـ علیه السّلام ـ ولایتعهدی را از روی اجبار و ناخشنودی پذیرفتند، چراكه در خلال برخی از اظهارات ایشان اشاره به غم و اندوه عمیق امام دارد و نیز نمایانگر سختی و فشاری است كه آن حضرت از آن رنج می‌برد كه خود دلیل بر عدم رضایت امام از ولایتعهدی است.
یاسر خادم روایت می‌كند كه امام رضا ـ علیه السّلام ـ هنگامی كه در روز جمعه از مسجد بازگشته بود و عرق و غبار بر او نشسته بود، دستهای خود را بلند كرد و گفت: پروردگارا، اگر فرج من از این گرفتاری كه دچارم به مرگ من است همین ساعت آن را برسان.[1]



به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
1.چرا امام رضا ـ علیه السّلام ـ ولایتعهدی را پذیرفت؟

پاسخ:

در پاسخ باید بگوییم كه امام رضا ـ علیه السّلام ـ ولایتعهدی را از روی اجبار و ناخشنودی پذیرفتند، چراكه در خلال برخی از اظهارات ایشان اشاره به غم و اندوه عمیق امام دارد و نیز نمایانگر سختی و فشاری است كه آن حضرت از آن رنج می‌برد كه خود دلیل بر عدم رضایت امام از ولایتعهدی است.
یاسر خادم روایت می‌كند كه امام رضا ـ علیه السّلام ـ هنگامی كه در روز جمعه از مسجد بازگشته بود و عرق و غبار بر او نشسته بود، دستهای خود را بلند كرد و گفت: پروردگارا، اگر فرج من از این گرفتاری كه دچارم به مرگ من است همین ساعت آن را برسان.[1]
یا در جایی كه كسی سؤال می‌كند، خداوند كارهایت را اصلاح كند چگونه ولایتعهدی را از مأمون پذیرفتی امام فرمودند: عزیر مصر كه مشرك و یوسف پیامبر بود ولی مأمون مسلمان و من وصی پیامبرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و یوسف از عزیز مصر درخواست كرد كه او را والی و حاكم كند ولی در حای كه من مجبور بودم.
و در حدیثی دیگر كه امام دستهای خود را به آسمان بلند كرده بود و می‌گفت: پروردگارا تو می‌دانی كه من مجبور و مضطرم، مرا مؤاخذه نكن،‌چنانكه بنده و پیغمبرت یوسف را مؤاخذه نكردی[2] حتی وقتی محمدبن عرفه به امام رضا ـ علیه السّلام ـ گفت: ‌ای پسر پیامبر، چه چیزی تو را بر قبول ولایتعهدی واداشت، امام به وی پاسخ داد، همان عواملی كه جد مرا وادار به ورود در شوار نمود.[3]
این‌گونه روایات حاكی از این است كه ولایتعهدی امام از روی اجبار بوده و در چنین موقعیتی در وقت پیشنهاد امر ولایتعهدی از طرف مأمون، برای امام دو راه بیش نبود. راه اول این‌كه امام نمی‌پذیرفت و همان طور كه خود مأمون بر زبان رانده بود، امام را شهید می‌كرد و بعید نبود كه خاصان از شیعه و طرفداران امام را نیز به قتل برساند و با این كار به هدفش كه تثبیت قدرت باشد می‌رسید. و حتی باعدم پذیرش امام، بگوید كه علی بن موسی قصد داشته در حكومت او توطئه و اخلال كند و احیاناً اقدام امام در نظر دیگران قابل پذیرش نمی‌بود.
یا راه دوم كه بهترین راه هم بود كه آن پذیرش امر ولایتعهدی بود كه خود فوایدی را هم به دنبال داشت و انگیزه‌های امام رضا ـ علیه السّلام ـ هم از پذیرش عبارت بود از: حفظ جان خویش و دیگر یاران و شیعیان، و دیگر قبول ولایتعهدی از طرف امام خود اعتراف زبانی و اقرار عملی عباسیان به این حقیقت بود كه علویان در امر خلافت صاحب حق هستند و بلكه سزاوارترند.
و نیز امام چون از اهداف مأمون آگاه بود و مشكلات حكومت مأمون را می‌دانست و با اتخاذ این موضع مأمون را در این بازی سیاسی شدیداً برسوایی می‌كشاند، چراكه ابتداء با ابراز مخالفت و اظهار عدم رضایت در مقابل مأمون اهداف او راخنثی كرد و بعد از قبول پیشنهاد مأمون باز فرمود: كه من می‌پذیرم به شرطی كه هیچ عزل و نصبی بدست من نباشد.[4] و این‌ها خود خط بطلان بر اهداف مأمون بود و برای این‌كه مردم ایشان را فراموش نكنند و امید و آرزوهایشان از آنان نگسلد و نیز به خاطر این‌كه مردم شایعاتی را كه پیرامون آن‌ها ساخته بودند كه ایشان فقط دانشمند و فقیهی‌اند كه به عمل و اقدامی كه در برگیرنده خیر امت باشد اهمیتی نمی‌دهند.
و از فواید دیگر پذیرش می‌توان گفت چون مردم نیاز مبرم به وجود امام داشتند چراكه در آن روزها امت با جریانات فكری و فرهنگی غریبی كه توسط زنادقه و ملحدین كه شبهات فراوانی را وارد می‌ساختند پس بر امام واجب بود كه پایمردی كند و امت را نجات دهد و او در عمل با قبول ولایتعهدی كوتاه مدت خویش این وظیفه را انجام داد.
و گذشته از این امام رضا ـ علیه السّلام ـ توانست در دوران ولایتعهدی ماهیت مأمون را برای مردم افشاء كند. و آنان را به واقعیت و هدف‌های نهفته در هر اقدامی كه مأمون می‌كرد آگاه می‌ساخت و هر شبهه و تردید را عملاً از بین می‌برد.[5]
و امام رضا ـ علیه السّلام ـ در پی قبول ولایتعهدی فرصت پیدا كرد تا به بیدارسازی امت و آشنا ساختن مردم به تعالیم اسلام بپردازد و این فرصت موجب افزایش نفوذ امام و گسترش پایگاه مردمی او گشت.
*********************************************************************

[1] . عیون الخبار الرضا، شیخ صدوق،‌ ج2، نشر بیروت، چاپ اول 1404، ص141.
[2] . امالی شیخ صدوق، نشر بیروت، ص72، ـ و تحلیلی از زندگانی امام رضا ـ محمدجواد فضل الله ترجمه سیدمحمد صادق عارف، نشر آستان قدس رضوی،‌ چاپ سوم 1372، ص97.
[3] . عیون اخبار الرضا، ج2، ص152.
[4] . بحارالانوار، علامه مجلسی، ج49، چاپ سوم، بیروت 1403، ص134.
[5] . زندگانی سیاسی امام رضا، جعفر مرتضی عاملی، ترجمه دفتر انتشارات اسلامی، ناشر كنگره جهانی امام رضا،‌چاپ اول 1365، ص290.
__________________________________
منبع: www.andisheqom.com

[ ادامه مطلب ]
نویسنده نعیم دانشمند در 02:03 ب.ظ | نظرات()
جمعه 25 فروردین 1396 03:22 ق.ظ
If you wish for to grow your familiarity only keep visiting this website and be updated with
the most up-to-date information posted here.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
گرافیک : طراح سیب // کدنویسی و بهینه سازی : ثامن تم